على اصغر شميم
384
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
نور ضعيفى بر اوضاع و مسائل مذهبى و سياسى و اجتماعى بيفكند و همين مطالب است كه اگر در دست مورخى مثل ابن خلدون مىافتاد ، نتايج استادانهاى از آنها استخراج مىكرد « 1 » . علم جغرافيا ، پيش از تأسيس دار الفنون چندان مورد توجه نبود ولى پس از آنكه رشتهى جغرافيا و نقشهكشى و مهندسى در دار الفنون زير نظر معلمين اروپايى تأسيس و حس كنجكاوى محصلين نسبت به آشنايى با احوال و اوضاع ممالك جهان بيدار گرديد ، بهويژه پس از آنكه رسالات و جزوههاى استادان اروپايى به فارسى ترجمه و چاپ و منتشر شد ، اين علم مورد توجه قرار گرفت و چنانكه در فصول پيش اشاره كرديم ، براى نخستينبار نقشهاى از شهر تهران به وسيلهى گروهى از معلمين و محصلين رشتهى جغرافيا و مهندسى دار الفنون ترسيم گرديد و به نظر ناصر الدين شاه رسيد . در اوايل سلطنت ناصر الدين شاه رسالاتى در جغرافيا به دستور اميركبير چاپ و منتشر شد و توسعهى روابط سياسى و بازرگانى ايران با ممالكت ديگر جهان و لزوم آشنايى با اوضاع جغرافيايى آن ممالك ، ارزش و مقام علم شريف جغرافيا را بيش از پيش در ميان طبقه باسواد و روشنفكر بالا برد . از كتب جغرافيايى اين دوره مىتوان كتاب « فارسنامهى ناصرى » تأليف حاجى ميرزا حسن شيرازى مشهور به فسائى را نام برد كه گفتار دوم آن در باب جغرافياى فارس نوشته شده و يك فهرست اعلام جغرافيايى نيز ضميمه آن است . كتاب « جامجم » تأليف فرهاد ميرزا معتمد الدوله حاوى جغرافيا و خلاصهاى از تاريخ ممالك جهان و جغرافياى ايالات و ولايات ايران « مرآت البلدان » و « مطلع الشمس » تأليف اعتماد السلطنه و كتاب « گنج دانش » تأليف محمد تقى خان حكيم ، حاوى اطلاعاتى دربارهى جغرافياست . در سفرنامههاى نويسندگان داخلى مانند « سفرنامهى مسعودى » يا تاريخ سرگذشت مسعودى تأليف مسعود ميرزا ظل السلطان فرزند ناصر الدين شاه و سفرنامههاى ناصر الدين شاه و كتاب « بستان السياحه » تأليف حاجى زين العابدين شيروانى و يادداشتها و كتب سياحان و مأمورين سياسى خارجى كه به ايران آمدهاند ، پارهاى اطلاعات جغرافيايى در باب ايران و بعضى از ممالك ديگر مىتوان يافت . براى نمونه در اين مورد مىتوانيم از كتاب « مأموريت گاردان در ايران « 2 » » و كتاب « مسافرت به ايران » نوشتهى پرنس الكسيس سولتيكف « 3 » و كتاب
--> ( 1 ) - تاريخ ادبيات ايارن از آغاز عهد صفويه تا زمان حاضر ، تأليف ادوارد براون ، ترجمهى رشيد ياسمى ، چاپ دوم ، صفحهى 315 . ( 2 ) - اين كتاب بهوسيلهى عباس اقبال آشتيانى به فارسى ترجمه و چاپ شده است . ( 3 ) - ترجمهى فارسى اين كتاب به وسيلهى دكتر محسن صبا در تهران به چاپ رسيده است .